پلوتارخ ( مترجم : كسروى )
144
ايرانيان و يونانيان به روايت پلوتارخ ( فارسي )
بلكه مقصود او از اين دخالت و پيغام راه براى خود باز كردن است كه بار ديگر به شهر برگردد و غرض او از نكوهش توده جز آن نيست كه كسانى را به هوادارى و دوستى خود وادار سازد . ولى چون اين سخنان فرونيخوس پذيرفته نشد او بيم آن كرد كه به دشمنى الكبياديس معروف شود و براى چارهجويى در نهانى خبر به استيوخوس « 1 » فرمانده كشتيهاى دشمن داد كه الكبياديس رفتار دو رويه پيش گرفته و درخواست نمود كه او را دستگير گرداند بىآنكه بداند كه آن دو تن با يكديگر ارتباطهايى دارند . زيرا استويوخوس كه هميشه رضايت تيسافرنيس را مىجست و پايگاه الكبياديس را در نزد او مىشناخت ناگزير پاس او را مىداشت و از اين جهت همه پيام فرونيخوس به او باز گفت . الكبياديس فرستادگانى به ساموس فرستاده خيانت فرونيخوس را باز نمود و چگونگى را به آنان خبر داد . بدينسان همه سركردگان به دشمنى فرنيخوس برخاستند و او كار را سخت ديده ناگزير گرديد كه چاره بد را با بدتر كند و براى رهايى از آن حال بيمناك به يك كار بيمناكتر و بدترى برخيزد و آن اين بود كه دوباره كس نزد استويوخوس فرستاده درباره بيرون دادن راز بر او نكوهش نمود ، سپس وعده به او داد كه چون جنگ درگيرد آتنيان و كشتيهاى آنان را به دست ايرانيان بسپارد . ولى از اين پيشنهاد او هيچگونه آسيبى به آتنيان نرسيد . زيرا استويوخوس بار ديگر همگى سخن و پيام او را با الكبياديس در ميان گذاشت چيزى كه هست اين بار فرونيخوس پيشدستى كرده چون مىدانست كه الكبياديس دوباره خبر را به آتنيان خواهند نوشت خود او پيش افتاده به آتنيان چنين خبرى داد كه دشمن آماده جنگ گرديده مىخواهد حمله ناگهانى بياورند . بدينسان آنان را واداشت كه به كشتيها درآمده آماده پيكار ايستادند . در اين هنگام بود كه نامههايى از الكبياديس رسيد كه راز فرونيخوس را بيرون داده به آنان يادآورى كرده بود كه به هنگام جنگ از وى ايمنى نداشته رشته احتياط را از دست نهند . آتنيان اين بار به سخن او نگرويده چنين پنداشتند كه الكبياديس به فريب آنان مىكوشد چه با آنكه از آهنگ و آمادگى دشمن از پيش خبر داشت تنها بدخواهى فرونيخوس را به
--> ( 1 ) . Astyochus